آنکه گفته زن بلای خانه است گویمش بی آن بلا غمخانه است
زن بلا گردان بود در خانه ها بی وجودش خانه کی دارد صفا
خانه را خالی مکن ازآن بلا تا نگردی خار و زار کوچه ها
زن طلا باشد طلا هیجده عیار ارزش او را تو بی ارزش
چون گرفت آتش پلاسکو ساختمان آمدند آن نیروی آتش نشان
تاکنند خاموش آن جا شعله را شعله ی درخاک آهن خفته را
ابتدا کردند برون از آن مکان کارگران راجمله از پیر و جوان
مردم عادی چورفتند با شتاب ساختمان از بن بشد یکجا خراب
نی
الا ای مردم خوب مسلمان خطر بگرفته است اطراف ایران
همه دندان خود را تیز کردند که تا از بین برند خون شهیدان
یکی ازراه گوشی های درجیب یکی باخواندن یک آیه قرآن
بلب می آورند نامی ز رهبر بزیر پرده اند همراه شیطان
لباس میش